درسنامه آموزشی تاریخ (3) دوازدهم ادبیات و علوم انسانی
درس 9: نهضت ملی شدن صنعت نفت ایران
نهضت ملی شدن صنعت نفت و کودتای 28 مرداد 1332 دو رویداد مهم و تأثیرگذار در تاریخ پر فراز و نشیب دوران معاصر ایران به شمار میروند. در این درس، شما با بررسی شواهد و مدارک تاریخی، زمینهها، علل، آثار و پیامدهای داخلی و خارجی نهضت ملی شدن نفت و کودتای 28 مرداد 1332 را بررسی و تحلیل خواهید کرد.
فعّالیت 1 (صفحهٔ 114 کتاب درسی)
بحث و گفتوگو
پس از همفکری و مرور آموختههای قبلی، دیدگاه خود را در بارة تأثیر منابع نفت بر تحولات مهم تاریخ معاصر ایران، به ویژه دو جنگ جهانی اول و دوم، بیان کنید.
برای تسلط بر منابع نفتی کشورهای نفتخیز، رقابت شدیدی بین کشورهای صنعتی شروع شد. یکی از اهداف انگلیسیها از تجزیهٔ امپراتوری عثمانی دستیابی به مناطق نفتی مناطق عربی بود. در جنگ جهانی دوم، پیشروی نیروهای آلمانی در خاک شوروی و منطقهٔ قفقاز و احتمال دستیابی به مناطق نفتی دریای مازندران (خزر) و تهدید مناطق نفتخیز جنوب، کشورهای اروپایی و آمریکا را به تکاپو انداخت که نتیجهٔ آن اشغال ایران در جنگ جهانی دوم بود.
نفت و اهمیت آن
با پیشرفت و گسترش صنعت در یکصد و پنجاه سال اخیر، نفت به عنوان مهمترین منبع تأمین انرژی اهمیت فوقالعادهای یافت. در دنیای کنونی، کمتر صنعتی را میتوان یافت که به نوعی به نفت و مشتقات آن وابسته نباشد. جنگهای جهانی اول و دوم اهمیت و ارزش دسترسی به منابع نفت و تسلط بر آن را بیش از گذشته برای سیاستمداران و رهبران کشورهای قدرتمند آشکار ساخت. در اوایل سدهٔ 20 م، کشف منابع نفت در منطقهٔ غرب آسیا توجه کشورهای استعمارگر و صاحبان صنایع بزرگ را بیش از گذشته به این منطقه و از جمله کشور ما که رتبهٔ سوم ذخایر نفت و رتبهٔ اول مجموع ذخایر نفت و گاز را در دنیا دارد - جلب کرد. دست یافتن به طلای سیاه در ایران نیز باعث تغییر و تحولاتی بنیادین در امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شد.
تاریخچۀ کشف و استخراج نفت ایران
در زمان مظفرالدین شاه، امتیاز کشف و استخراج نفت و گاز در سرتاسر ایران به مدت 60 سال به یک سرمایهدار انگلیسی به نام ویلیام ناکس دارسی واگذار شد (1280 ش/ 1901 م). در مقابل، او تعهد کرد که 20 هزار لیرهٔ نقد، 20 هزار لیره به شکل سهام و تنها 16 درصد سود خالص سالانه به دولت ایران پرداخت کند. فعالیتهای انگلیسیها برای یافتن منابع نفت در مناطق مختلف ایران، با فوران نخستین حلقهٔ چاه نفت در منطقهٔ مسجد سلیمان به نتیجه رسید (1287 ش/ 1908 م). پس از آن، شرکت جدیدی به نام «شرکت نفت پارس و انگلیس» تشکیل شد. این شرکت چاههای زیادی در منطقهٔ مسجد سلیمان حفر کرد و خط لولهای هم از آنجا تا آبادان کشید. دولت انگلستان پس از آنکه از ارزش منابع عظیم نفت ایران و اهمیت آن برای نیروی دریایی خود آگاه شد، 51 درصد سهام شرکت نفت پارس و انگلیس را خریداری کرد و حق نظارت کامل بر آن شرکت را بهدست آورد (1914 م). بدینگونه این شرکت به بازوی پرقدرت اقتصادی و سیاسی دولت انگلیس تبدیل شد و زمینهٔ اعمال نفوذ و مداخلهٔ بیشتر انگلیسیها را در ایران فراهم آورد.
پس از انقلاب مشروطه، همواره میان دولت ایران و انگلیس اختلافات دامنهداری درباره نحوه عملکرد شرکت نفت ایران و انگلیس و پرداخت سهم ایران وجود داشت. در نتیجهٔ چنین اختلافاتی بود که رضاشاه امتیازنامهٔ دارسی را یکطرفه لغو کرد اما خیلی زود قرارداد نفتی دیگری را با انگلستان منعقد نمود (1933 م/ 1312 ش). در قرارداد جدید، سهم ایران نسبت به قرارداد قبلی اندکی افزایش یافت و محدوده جغرافیایی قرارداد به میدانهای نفتی شناخته شده جنوب کشور محدود گردید، اما در عوض، 30 سال به مدت قرارداد افزوده شد.
اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران پس از شهریور 1320
نیروهای متفقین (شوروی و انگلستان و سپس آمریکا) پس از اشغال ایران در شهریور 1320 و برکناری و تبعید رضاشاه از کشور، کنترل مستقیم راههای اصلی خلیج فارس به مرزهای شوروی و حفاظت از چاهها و تأسیسات نفت جنوب را بهدست گرفتند. آنان همچنین برخی از شخصیتهای ایرانیِ هوادار دولتهای محور و تعدادی از آلمانیهای فعال در ایران را بازداشت کردند.
با وجود آنکه دولتهای اشغالگر تعهد کرده بودند که آذوقه و غلهٔ مورد نیاز مردم ایران را نیز تأمین کنند اما کمبود و گرانی مواد غذایی و بهویژه نان در زمان جنگ جهانی دوم، موجب بروز قحطی، بیماری و نابسامانیهای اقتصادی و اعتراضهای خیابانی متعددی در شهرهای مختلف کشور از جمله تهران شد.
محمد رضا شاه پهلوی در ابتدای سلطنتش به منظور تحکیم جایگاه خویش، به اقدامات مختلفی دست زد. از جمله هنگام ادای سوگند در مجلس شورای ملی متعهد شد که مطابق قانون اساسی بهعنوان یک پادشاه مشروطه، فقط سلطنت کند نه حکومت. او همچنین املاکی را که پدرش تصرف کرده بود، در اختیار دولت گذاشت تا آنها را به صاحبانشان بازگرداند. علاوه بر این، به مراجع تقلید اطمینان داد که حجاب را محدود یا ممنوع نخواهد کرد.
در فاصلهٔ سالهای 1320 تا 1332، شاه فقط بر ارتش مسلط بود و نظارت و قدرت اداری و اجرایی کشور در اختیار هیئت دولت و مجلس شورای ملی بود. اعیان و اشراف زمیندار و غیرزمین دار در مجلس، هیئت دولت و در سطح محلی، قدرت و نفوذ زیادی داشتند. در این دوره، مطبوعات و احزاب نیز بهصورت گسترده و با شور و شوق فراوان فعالیت میکردند و نقش مؤثری در تحولات سیاسی و اجتماعی داشتند.
زمینههای نهضت ملی شدن نفت
سیاست موازنۀ منفی
در دوران اشغال ایران، دولتهای آمریکا و شوروی برای کسب امتیاز استخراج نفت در مناطقی که در خارج از محدودهٔ قرارداد 1312 ش/ 1933 م ایران و انگلیس قرار داشتند، از جمله نفت شمال، به شدت با هم رقابت میکردند. در این میان، نمایندگان مجلس شورای ملی (دوره چهاردهم) به پیشنهاد دکتر محمد مصدق طرحی را به تصویب رساندند که دولت را از مذاکره و انعقاد قرارداد با کشورهای خارجی در خصوص نفت ایران بدون تأیید و تصویب مجلس منع میکرد (1323 ش). این مصوبه در حکم اتخاذ سیاست «موازنهٔ منفی»، یعنی ایستادگی در برابر امتیازخواهی دولتهای سلطهجو، بود و دقیقاً خلاف سیاست «موازنهٔ مثبت» تلقی میشد، که تسلیم شدن در برابر قدرتهای بزرگ و اعطای امتیاز به آنها را توصیه میکرد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم، شوروی نمیخواست بدون گرفتن امتیاز، نیروهایش را از ایران خارج کند؛ از اینرو، احمد قوام (قوام السلطنه) نخستوزیر وقت، طی موافقت نامهای امتیاز نفت شمال را به شوروی واگذار کرد. این موافقت نامه میبایستی به تأیید و تصویب مجلس شورای ملی برسد، اما نمایندگان مجلس نه تنها موافقت نامهٔ مذکور را رد کردند بلکه واگذاری هرگونه امتیاز استخراج نفت و مشتقات آن را به خارجیها ممنوع کردند.
اعتراض به قرارداد نفت جنوب
نمایندگان مجلس شورای ملی در مخالفت با اعطای امتیاز نفت شمال به شوروی، دولت را مکلف ساختند که برای گرفتن تمامی حقوق ملی در موضوع نفت جنوب، مذاکره کند و اقدامات لازم را انجام دهد (مهر 1326). این اقدام به معنای اعلام نارضایتی رسمی و علنی از قرارداد نفتی ایران با انگلستان (قرارداد 1933 م/ 1312 ش) و تلاش برای تجدید نظر در آن به حساب میآمد. پس از آن، انتقاد و اعتراض نسبت به این قرارداد در محافل سیاسی و مطبوعاتی ایران گسترش یافت.
جلوگیری از تصویب قرارداد الحاقی
پس از مذاکراتی که میان نمایندهٔ دولت ایران و نمایندهٔ شرکت نفت ایران و انگلیس با هدف بازنگری در قرارداد نفت جنوب و تأمین منافع ایران صورت گرفت، قرارداد الحاقی تدوین و امضا شد. این قرارداد معاهدهٔ نفتی 1312 ش را اندکی تعدیل کرد اما باز هم تأمین کنندهٔ حقوق و منافع کشور ما نبود. به همین سبب، معدودی از نمایندگان مجلس شورای ملی که مخالف قرارداد بودند، مانع رأی گیری دربارهٔ آن شدند.
در مجلس شانزدهم نیز اقلیتی از نمایندگان عضو جبههٔ ملی به رهبری دکتر مصدق با مخالفت مؤثر خود از تصویب قرارداد مذکور جلوگیری کردند. از جمله علل مهم مخالفت با قرارداد الحاقی گس - گلشاییان این بود که این قرارداد علاوه بر نادیده گرفتن حقوق مادی مردم ایران، حاکمیت ملی و استقلال کشور را به نوعی نقض میکرد و به تسلط بیگانگان بر منابع و صنعت نفت مشروعیت میبخشید.
فعّالیت 2 (صفحهٔ 118 کتاب درسی)
بررسی شواهد و مدارک
با بررسی و ارزیابی مفاد قرارداد الحاقی گس - گلشاییان، که دبیر در اختیار شما قرار میدهد، استدلال کنید که آیا این قرارداد حداقل حقوق و منافع ملی ایرانیان را تأمین میکرد یا خیر.
خیر، درواقع این دولت انگلستان بود که طبق این قرارداد (گس - گلشاییان)، توانسته بود به اعتبار قانونی قرارداد دارسی که به تصویب مجلس نرسیده بود، بیفزاید و همچنین با تمدید 33 سالهٔ آن، منافع خود را تثبیت و تقویت کند.
مبارزه برای ملی کردن نفت
نمایندگان مخالف قرارداد الحاقی در مجلس شانزدهم، ضمن مخالفت با این قرارداد، طرح ملی شدن صنعت نفت ایران را پیشنهاد کردند. این طرح با استقبال گستردهٔ شخصیتها، قشرها و گروههای مختلف سیاسی، ملی و مذهبی روبهرو شد و بسیاری از مطبوعات نیز از آن پشتیبانی کردند. تظاهرات و اعتصابهایی هم در مخالفت با قرارداد الحاقی و طرفداری از ملی شدن صنعت نفت برپا شد. آیتالله سید ابوالقاسم کاشانی، که سابقهٔ طولانی در مبارزه با استعمار انگلستان داشت، با جدّیت تمام از جنبش ملی شدن صنعت نفت حمایت کرد. وی در اعلامیهای، مبارزه برای ملی شدن نفت را تکلیف دینی و وطنی ملت ایران برشمرد و تعدادی از علما نیز نظر او را تأیید کردند.
در جبههٔ مقابل نیز انگلستان و عوامل داخلیاش برای حفظ منافع استعماری خود و جلوگیری از دستیابی ملت ایران به حقوق خویش به تکاپو افتادند. سپهبد حاجعلی رزمآرا در مقام نخستوزیر (تیر تا اسفند 1329) از سیاست انگلستان جانبداری میکرد و با ملی شدن صنعت نفت به شدت مخالف بود.
تصویب قانون ملی شدن صنعت
پس از اعدام انقلابی رزمآرا به دست خلیل طهماسبی یکی از اعضای جمعیت فداییان اسلام (16 اسفند 1329)، مهمترین مانع بر سر راه ملی شدن صنعت نفت برداشته شد. چند روز بعد از آن، نخست مجلس شورای ملی (24 اسفند 1329) و سپس مجلس سنا در 29 اسفند 1329 طرح ملی شدن صنعت نفت را تصویب کردند و جنبش ضداستعماری ملت ایران در گام نخست به پیروزی رسید.
بیتردید، پیروزی جنبشهای ضداستعماری مردم هندوستان علیه انگلستان بهعنوان استعمار پیر و نیز موفقیت حرکتهای استقلالطلبانه در برخی از کشورهای آسیایی و آفریقایی، تأثیر بسزایی بر خیزش ملت ایران برای طلب کردن و گرفتن حقوق ملی خود داشته است.
نخستوزیری مصدق و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت
در اردیبهشت 1330، دکتر مصدق با حمایت گستردهٔ افکار عمومی، اتحاد و همکاری تنگاتنگ نیروهای ملی و مذهبی و پشتیبانی قاطع آیتالله کاشانی، نخستوزیر شد تا قانون ملی شدن صنعت نفت و خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس را با قاطعیت به اجرا درآورد. دولت دکتر مصدق پس از روی کار آمدن، بیدرنگ هیئتی را به ریاست مهندس مهدی بازرگان به خوزستان فرستاد تا مراکز و تأسیسات نفتی را از حوزهٔ اختیار شرکت نفت ایران و انگلیس خارج کند. اجرای این قانون نقطهٔ عطفی در تاریخ معاصر و مبارزهٔ مردم ایران برای رهایی از سلطهٔ استعمار و نجات سرمایههای ملی از تسلط بیگانگان بهشمار میرود.
اقدامات انگلستان برای ممانعت از ملی شدن نفت
انگلیسیها برای جلوگیری از تصویب و اجرای قانون ملی شدن نفت، به اقدامات سیاسی، اقتصادی و نظامی متعددی دست زدند که مهمترین آنها عبارت بودند از:
- تحریک کارگران صنعت نفت به اعتصاب گسترده از طریق منع شرکت نفت ایران و انگلیس از پرداخت فوقالعاده دستمزد آنان؛
- فرستادن کشتیهای جنگی خود به خلیج فارس و بنادر ایران و تهدید نظامی؛
- طرح شکایت از ایران در مجامع بینالمللی؛
- تهدید اقتصادی ایران با تعطیلی شعب بانک انگلیس، خارج کردن سرمایههای شرکت نفت و تحریم خرید نفت.
دولت دکتر مصدق برای مقابله با تهدیدها و تحریمهای اقتصادی انگلستان، برنامهٔ اقتصاد بدون نفت را اجرا کرد. دکتر مصدق که خود حقوقدان بود، با حضور در مجامع بینالمللی از حقانیت ملت ایران دفاع میکرد. دفاع منطقی و مستدل نخس توزیر و وکلای حقوقی ایران باعث شد که شورای امنیت سازمان ملل متحد و سپس دیوان بینالمللی لاهه به سود کشور ما رأی صادر کنند.
دولت ایران پس از پیروزی در دادگاه لاهه، از انگلستان خواست که بدهیهای شرکت نفت و خسارتهای ناشی از تأخیر و غیره را بپردازد و چون دولت انگلیس این تقاضا را نپذیرفت، اقدام به قطع رابطهٔ سیاسی با لندن کرد.
فعّالیت 3 (صفحهٔ 122 کتاب درسی)
بررسی شواهد و مدارک
بخشی از سخنرانی دکتر مصدق در جلسۀ شورای امنیت سازمان ملل متحد را بخوانید و ارزیابی خود را از آن بیان کنید.
«آقای رئیس، آقایان اعضای محترم شورای امنیت، امروز من در این شورا حاضر شده تا صدای مردم ایران را در مقابل ادعاهای بیاساس دولت انگلستان به گوش شما و مردم جهان برسانم. هرچند ما این دعوا را به دلائلی که بعد اقامه خواهیم کرد، در حدود صلاحیت شورای امنیت نمیدانیم اما نمیتوانیم منکر شویم که سازمان ملل متحد آخرین مرجع و عالیترین مقامی است که مسئول حفظ صلح دنیاست. .... ملت ایران نیز از کشورهای بزرگ و از یک مؤسسه بینالمللی جز این انتظار ندارد تا آن را کمک کنند تا بتواند استقلال اقتصادی خود را به دست آورده و در سایهٔ آن رفاه اجتماعی خود را تأمین و به این وسیله استقلال خویش را تقویت کند. اگر دولتی مسئلهای را که در صلاحیت شورای امنیت نمیباشد در این شورا مطرح کند و شورای امنیت بنا به دلایل و جهات سیاسی تصمیم بگیرد که به آن مسئله رسیدگی کند، در این صورت شورای امنیت وسیلهای برای مداخلۀ یک کشور در امور داخلی کشور دیگر خواهد شد و به این ترتیب، اعتماد مردم از آن سلب خواهد گردید و شورای امنیت از وظایفش، که حفظ صلح جهان میباشد، باز خواهد ماند» (822، اسناد سخن میگویند!، ج 1، 822).
دکتر مصدق علاوه بر داشتن طرفداران پرشور داخلی سعی نمود برای حل مسئلهٔ نفت از پشتوانههای قانونی بینالمللی نیز برخوردار باشد و حقانیت ایران را در مجامع بینالمللی به گوش جهانیان برساند. از این رو جنبهٔ قانونی به مبارزات میداد و در داخل نیز مردم را در مبارزاتشان مصممتر میکرد. به این صورت که او خود را نمایندهٔ مردم و صدای آنها میشمرد و رهایی منابع نفتی کشور از سلطه و استعمار انگلستان را خواستهٔ مردم کشورش میشمرد.
قیام 30 تیر
در تیر 1331 دکتر مصدق برای کاستن از نفوذ و قدرت دربار و مقابله با کارشکنیهایی که در اداره امور کشور صورت میگرفت، از محمدرضاشاه پهلوی خواست که اختیار وزارت جنگ و فرماندهی ارتش را به او بسپارد و چون شاه با این تقاضا مخالفت کرد، از مقام خود استعفا نمود. شاه نیز بیدرنگ احمد قوام را مأمور تشکیل دولت کرد.
در پی این رویداد، آیتالله کاشانی ضمن مخالفت با نخستوزیری قوام، مردم را به مبارزه فراخواند و اعلام کرد: «اگر قوام کنارهگیری نکند، اعلام جهاد میکنم و خودم کفن پوشیده، با ملت در پیکار شرکت میکنم». در روز 30 تیر 1331 مردم به خیابانها ریختند. نیروهای نظامی و انتظامی تظاهرکنندگان را سرکوب کردند و عدهای را به خاک و خون کشیدند، اما با ادامهٔ تظاهرات و اعتراض نمایندگان طرفدار نهضت ملی در مجلس شورای ملی، شاه که موقعیت خود را در خطر میدید، به ناچار به استعفای قوام و بازگشت مجدد دکتر مصدق رضایت داد.
دکتر مصدق دوباره نخستوزیر شد و وزارت جنگ و فرماندهی نیروهای مسلح را در اختیار گرفت. همچنین، شاه را از برقراری ارتباط مستقیم با سفرای خارجی منع کرد.
|
|
بروز اختلاف و تفرقه در نهضت
نهضت ملی شدن صنعت نفت با اتحاد و یکپارچگی احزاب و گروههای سیاسی و مذهبی مختلف بر محور مبارزه با استعمار انگلیس آغاز شد. با همدلی و یگانگی دکتر مصدق و آیتالله کاشانی، موانع داخلی و خارجی یکی پس از دیگری از سر راه برداشته شد و موفقیتهای بزرگی بهدست آمد اما پس از پیروزی قیام 30 تیر، شرایط تغییر کرد؛ همکاری و اتحاد رهبران، شخصیتها، احزاب و گروههای دستاندرکار نهضت بر اثر غلبهٔ روحیهٔ لجاجت، خودمحوری، قدرت طلبی و منفعت جوییهای فردی و گروهی به تفرقه و دشمنی تبدیل شد. با گسترش اختلافها و نزاعهای سیاسی میان شخصیتها و گروههای ملی و مذهبی، منافع کشور و اهداف نهضت ملی شدن نفت به فراموشی سپرده شد.
کاوش خارج از کلاس (صفحهٔ 122 کتاب درسی)
با استفاده از منابعی که دبیر معرفی میکند، مجموعۀ حوادث و اقداماتی را که موجب تفرقه و چنددستگی در نهضت ملی شدن نفت در فاصلهٔ قیام 30 تیر 1331 تا کودتای 28 مرداد 1332 شد، فهرست و علل این اختلافها را استخراج کنید.
منابع:
- جنبش ملی شدن صنعت نفت ایران و کودتای 28 مرداد 1332
- ایران بین دو انقلاب از یرواند آبراهامیان
- تاریخ ایران مدرن از یرواند آبراهامیان
- اقتصاد سیاسی ایران از محمدعلی کاتوزیان
- مقاومت شکننده از جان فوران
- تاریخ معاصر ایران از پیترآوری
علل اختلاف، تفرقه و چنددستگی در نهضت ملی نفت ایران: تفاوت دیدگاهها در بین رهبران این نهضت و تندرویهایی که در هر دسته مشاهده میشد، سیاستهای دکتر مصدق در بازگشتن دست احزاب و سوء استفاده برخی از آنها از این سیاست مانند حزب توده، تلاشهای پنهانی عوامل داخلی و خارجی (مأموران و سفرای کشورهای آمریکایی و انگلیسی) برای جدایی و تفرقه رهبران نهضت مانند اقدامات شبکهٔ بدامن در ایران، مقابلهٔ عناصر درباری و شاه با اقدامات مصدق، فعالیتهای مطبوعات مخالف دکتر مصدق که به شایعاتی به تخریب شخصیت دکتر مصدق پرداختند و ... .
کودتای 28 مرداد
دشمنان خارجی و عوامل داخلی آنان با بهرهگیری از تداوم و گسترش اختلاف و نزاع میان دکتر مصدق و آیتالله کاشانی و یاران و نزدیکان این دو شخصیت ملی و مذهبی، بر تلاشهایشان برای نابودی نهضت و سرنگونی دولت دکتر مصدق افزودند. در این زمان، دکتر مصدق امیدوار بود که دولت آمریکا در ماجرای نفت از ایران پشتیبانی کند اما آمریکا که از زمان جنگ جهانی دوم سیاست فعالی را دربارهٔ ایران در پیش گرفته بود، سرانجام از دولت انگلستان جانبداری کرد و با آن کشور در براندازی دولت مصدق متحد شد.
فعّالیت 4 (صفحهٔ 124 کتاب درسی)
تحلیل و قضاوت
تحلیل یکی از مورخان معاصر دربارۀ اتحاد آمریکا و انگلستان علیه نهضت ملی شدن نفت را بخوانید و نظر خود را دربارۀ آن بیان کنید.
«از نظر واشنگتن و همچنین لندن، کنترل ایرانیها بر نفت احتمالاً پیامدهای دراز مدت ویرانگری به همراه داشت. این امر صرفاً یک ضربهٔ مستقیم به منافع بریتانیا نبود. ممکن بود کنترل نفت را کاملاً در اختیار ایران قرار دهد. ممکن بود الهامبخش دیگر کشورها - بهویژه اندونزی، ونزوئلا و عراق - شود؛ بهطوری که آنان نیز از این رویه پیروی کنند و در نتیجه، کنترل بازار بینالمللی نفت از شرکتهای نفت غربی به کشورهای تولیدکننده منتقل شود. همچنین، تهدیدی بالقوه برای شرکتهای آمریکایی و سایر کشورهای غربی - و طبعاً دولت آمریکا و بریتانیا - بود (آبراهامیان، تاریخ ایران مدرن، ص 218).
موفقیت ایرانیها در تسلط بر منافع نفتی خود به معنای پایان سلطهٔ کشورهای استعماری در ایران و نیز الگوسازی برای بسیاری از کشورهای جهان بود. این مسئله در دراز مدت اقتصاد آنها را به خطر میانداخت و استقلال آنها در کنترل منابع نفتی کشورها را به وابستگی آنها به کشورهای تولید کننده تغییر میداد. به نوعی معادلات سیاسی - اقتصادی نظام جهانی تغییر مییافت.
طراحی کودتای 28 مرداد حاصل توافق آمریکا و انگلیس بود. پس از ملاقاتها و مذاکرات نمایندگان و مأموران انگلیسی و آمریکایی، آن دو کشور در اواخر سال 1331 درباره سرنگونی دولت مصدق و انتصاب سرلشکر فضلالله زاهدی به نخستوزیری به توافق رسیدند. براساس طرح مشترک انگلیس و آمریکا، ایجاد آشوبهای خیابانی در ایران و به راه انداختن جنگ روانی علیه مصدق در مطبوعات در دستور کار شبکهٔ جاسوسی دو کشور قرار گرفت.
علاوه بر آن، طراحان کودتا از طریق اشرف پهلوی و ژنرال نورمن شوارتسکف آمریکایی، محمدرضا پهلوی را که در پذیرش کودتا تردید داشت، متقاعد کردند که با کودتا موافقت کند. با ورود مأمور ویژهٔ سیا به ایران در اواسط تیر 1332 و ملاقات او با فضلالله زاهدی، مقدمات اجرای کودتا فراهم شد.
|
|
سرانجام، با نقشه و حمایت سیاسی و مالی دولتهای انگلستان و آمریکا و عوامل داخلی آنان، در 28 مرداد 1332 واحدهایی از ارتش به فرماندهی فضلالله زاهدی علیه دولت دکتر مصدق اقدام به کودتا کردند. کودتاچیان که از پشتیبانی سازماندهی شدهٔ گروههایی از طرفداران شاه و دربار برخوردار بودند، مراکز مهم دولتی را در پایتخت تسخیر و دولت دکتر مصدق را سرنگون کردند.
پس از موفقیت کودتا، زاهدی نخستوزیر شد و اعلام حکومت نظامی کرد. دکتر مصدق و تعدادی از همکاران و یاران نزدیکش دستگیر و سپس محاکمه شدند. احزاب و گروههای سیاسی و روزنامههای مخالف، غیرقانونی اعلام شدند و منحل گردیدند. یک سال و اندی پس از کودتای 28 مرداد، حکومت پهلوی با انگلستان و آمریکا دربارهٔ مسئلهٔ نفت به توافق رسید و به موجب قراردادی، تولید و فروش نفت ایران را به کنسرسیومی از شرکتهای نفتی انگلیسی، آمریکایی، هلندی و فرانسوی واگذار کرد. بر اساس این قرارداد مقرر شد که کنسرسیوم به مدت 25 سال نفت ایران را استخراج کند و به فروش برساند و نیمی از سود خالص را برای خود برداشته و در مقابل، نیمی از سود خالص خود را به کشور ما بپردازد.
ادامۀ مبارزه پس از کودتا
با وجود جوّ سرکوب و اختناق پس از کودتا، گروهی از شخصیتهای ملی و مذهبی و از جمله تعدادی از استادان دانشگاه تشکلی به نام نهضت مقاومت ملی را پایهگذاری کردند و با قرارداد جدید نفتی به مخالفت برخاستند که منجر به اخراج شماری از آنان از دانشگاه شد. آیتالله کاشانی نیز به این قرارداد اعتراض کرد. در 16 آذر 1332 گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به برقراری روابط سیاسی مجدد با انگلستان و سفر معاون رئیس جمهور آمریکا (ریچارد نیکسون) به ایران تظاهرات کردند که در جریان آن سه تن از دانشجویان به شهادت رسیدند.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 126 کتاب درسی)
1- پس از شهریور 1320 و برکناری و تبعید رضاشاه، چه تغییر و تحول سیاسی مهمی در کشور بهوجود آمد؟
پس از اشغال ایران، کنترل مستقیم راههای اصلی خلیج فارس به مرزهای شوروی و حفاظت از چاهها و تأسیسات نفت جنوب در اختیار متفقین قرار گرفت و برخی از شخصیتهای ایرانی هوادار دولتهای محور و تعدادی از آلمانیهای فعال در ایران بازداشت شدند. محمدرضاشاه به سلطنت رسید که تنها بر ارتش تسلط داشت، قدرت اداری و اجرایی کشور در اختیار مجلس شورای ملی و هیئت مدیره بود. گروهای اجتماعی اعیان و اشراف زمیندار و غیرزمیندار در مجلس و کابینههای این دوره صاحب نفوذ بودند.
2- علت و هدف از طرح سیاست موازنۀ منفی چه بود؟
این سیاست که هدف آن ایستادگی در برابر امتیازخواهی دولتهای سلطهجو (به خصوص در زمینهٔ نفت) بود در برابر سیاست موازنهٔ مثبت که خواهان واگذاری امتیاز به قدرتهای بزرگ بود، مطرح شد.
3- قرارداد الحاقی گس - گلشاییان با چه هدفی به امضا رسید و سرانجام آن چه شد؟
این قرارداد با هدف بازنگری در قرارداد نفت جنوب و تأمین منافع ایران مطرح شد، ولی به دلیل نادیده گرفتن حقوق مادی مردم ایران و در نتیجه نقض حاکمیت ملی و استقلال کشور و نیز مشروعیت بخشیدن به تسلط بیگانگان بر منابع و صنعت نفت مورد مخالفت نمایندگان قرار گرفت و به تصویب نرسید.
4- عوامل سیاسی و اجتماعی مؤثر بر تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت ایران را توضیح دهید.
حمایت گستردهٔ افکار عمومی، اتحاد و همکاری تنگاتنگ نیروهای ملی و مذهبی و پشتیبانی قاطع آیتالله کاشانی، قتل رزمآرا توسط خلیل طهماسبی یکی از اعضای جمعیت فداییان اسلام و نیز پیروزی جنبشهای ضد استعماری مردم هندوستان علیه استعمار انگلستان و موفقیت حرکتهای استقلالطلبی در برخی از کشورهای آسیایی و آفریقایی
5- دیدگاه و ارزیابی خود را دربارۀ تأثیر و نقش عوامل داخلی و خارجی بر موفقیت کودتای 28 مرداد و سقوط دولت دکتر مصدق بیان کنید.
شاه و درباریان که دستشان در امور کشور کوتاه شده بود با این کودتا موافق بودند. در ارتش و نیروهای نظامی افسرانِ وفادار به شاه وجود داشتند که در امور کشور توسط دولت مصدق کارشکنی میکردند و در نهایت در هماهنگی با مأموران سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلستان دست به کودتا زدند. نیروهای مذهبی به رهبری آیتالله کاشانی به تدریج از حمایت دولت مصدق و سیاستهایش دست کشیدند و دکتر مصدق این پشتوانهٔ ارزشمند را از دست داد. دولتهای آمریکا و انگلیس با هزینههای مالی و سیاسی در داخل و خارج از ایران نقشهٔ کودتا را رهبری میکردند. این زمینهها باعث دلسردی مردم از دولت مصدق شد و راه را برای کودتا هموار کرد.